امروز روز خوبی بود.. من ناامید نشدم. به قول رُمئو ناامیدی به درگاه خدا کفره.. پس من تلاش خودم رو میکنم تا اون چی بخواد..
متاسفانه من بلد نیستم جدول گذاشتن رو. ممنون میشم اگه راهنماییم کنید..
من امروز ظهر یه پیاله خورشت بامیه خوردم بدون برنج و به همراه ماست
عصر هم یه استکان چای با یه عدد آبنبات خوردم
شب هم سینه مرغ سرخ شده با کمترین میزان روغن به همراه ماست
آب هم به قول گل دختر در حد ترکیدن خوردم.. راستی به نظر شما من خوراکم بده؟؟ اگه اشکالاتی تو خورد و خوراکم داره ممنون میشم بهم بگین
دوستتون دارم دوست جونام
قرار بود من وزن نکنم تا سر یک ماه دیگه نه؟؟ قرار بود که من امیدوارانه با انرژی در حد تیم ملی ادامه بدم دیگه نه؟؟ قرار بود که من دیگه زانوی غم بغل نگیرم و بشینم زار زار گریه کنم دیگه نه؟؟
ولی خوب من خودم چشمم به این ترازوی بیریخت افتاد و تو دلم گفتم بذار برم ببینم چقد کم کردم... فک میکنین چقدر؟؟ هان؟ خودم میگم براتون. عجله نکنین ... هیچی !! بله اگه شما بگین من یه ذره وزن کم کردم نکردم..!!! بعدش هم بی جنبه بازی در آوردم و نشستم پلو خورشت خوردم و بعدش هم برای دسر نشستم و یه دل سیر زار زدم. البته دسرش همون زار زدن بود ! 
الان واقعا دیگه نمیدونم با خودم چیکار کنم.. خیلی حالم بده
نیازمند یاری سبزتان هستم
امروز انرژی دارم در حد تیم ملی.. بخاطر شوشوم هم نیست... همینطوری واسه دل خودم خوچحالم..
امروز ناهار قورمه سبزی با چند قاشق برنج خوردم
شام هم همینطور ولی آیا عیب داره هر دو وعده برنج به مقدار کم بخورم؟؟ مثلا منظورم مقدار کم در حد 5 قاشقه..
خوب حالا برای اینکه این انرژی به شما خانوم ها و آقایون محترم منتقل بشه. توصیه میکنم که این آهنگ رو دانلود کنین و باهاش قر بدین. مث من که امروز از صبح تا شب با این آهنگ قر دادم ..
اگه روت نمیشه واسم بلوتوث کن
؛ یه بوسه از لبات یواشکی بفرست منم جوابتو میدم با ام ام اس
. فقط بپا که اشتباه نره بوست
آخه موبایلا همه رو بلوتوثه. همه جیک تو جیکن من تو رو می پام مواظب باش کسی لباتو نبوسه! اونی که قر میدی کمره
کارخونه کمک فنره با قرات دلو آب میکنی داری حالمو خراب میکنی..
نشستی فیس تو فیس منی بگو به همه تو کیس منی
خودتو همچین لوس میکنی پس کی منو بوس میکنی..؟
سلام به همه دوستای گل و عزیزم. ممنون از اینکه منو همراهی و ذوق زده کردین..ممنون از اینکه تشریف آوردین.
به خدا خیلی خوشحال شدم وقتی کامنت های محبت آمیز شما رو.. همه شما رو با گوگل ریدر لینک کنم. تا هرموقع که آپ کردین متوجه بشم و بهتون سر بزنم.. اگه کسی لینکش از قلم افتاده لطفا بگه تا سه سوته لینک بشه
من تصمیم گرفتم که هر شب تا جایی که برام ممکنه این وبلاگ رو آپ کنم تا هم به خودم یاد آوری بشه که روزش رو چی خوردم و چطوری گذروندم و هم اینکه یادم نره که رژیم دارم و خطا نکنم چون شب باید جواب پس بدم.
من صبحونه نخوردم یعنی عادت به خوردن صبحونه ندارم و اصلا هم اذیت نمیشم.
ناهار سینه مرغ
میان وعده میوه
شام هم سینه مرغ
از گل دختر عزیز هم یاد گرفتم که هروقت عصبی شدم اینقد آب بخورم تا بترکم ! آب هم امروز به مقدار زیادی خوردم..
درضمن ورزش نکردم ولی کلی رقصیدم و قر دادم و از این حرفا..
تا فردا شب همتون رو به خدا میسپارم.. بهتون سر میزنم..بهم سر بزنید
پ.ن: رُمیو خان در حال ابراز علاقه..! یعنی ها اگه میدونستم یهو اینطوری میشه زودتر میفرستادمش دادگاه
خدایــا عشق من و رُمیو رو ابدی کن و گره از کارمون باز کن.. الهی آمین
سلام به همه شما دوستای جدید وبلاگی..
امیدوارم که حال همتون خوب باشه و من رو به جمع گرم و صمیمی خودتون بپذیرید..
من از طریق گل دختر عزیز با شماها آشنا شدم. بعضی از وبلاگهاتون رو خوندم و بعضی ها رو هنوز فرصت نکردم بخونم ولی انشاالله به زودی بهتون سر میزنم و میخونمتون..
یه معرفی از خودم بدم شاید بد نباشه. هفده آبان( دو روز پیش) 22 ساله شدم. متاهل هستم و رُمیو رو عاشقانه دوس می دارم.. دو ساله که مزدوج شدم. من بزرگ شده کانادا هستم و همینکه ازدواج کردم بخاطر رُمیو رفتم ایران و دو سال در ایران زندگی کردم.. اگه دخالت های خانواده رُمیو نبود ما الان در کنار هم بودیم و به زندگی عاشقونمون ادامه میدادیم.. نمیخوام در این مورد زیاد صحبت کنم چون این وبلاگ رژیمی من هست فقط میخوام دلیل اضافه وزنم رو بگم. قبل از ازدواجم یه دختر تپل بودم ولی هیچ وقت اینطوری چاق نبودم.. همینکه ازدواج کردم فشار عصبی زیادی رو متحمل شدم و عصبی خوری میکردم تا اینکه چاق شدم.. الان هم به دلیل همون مشکلات از رُمیو دورم و تا زمانی که مشکلاتمون حل نشه نمیتونیم باهم زندگی کنیم.
ازتون میخوام در کنار اینکه دعا میکنید تا من لاغر شم برای زندگیم هم دعا کنید.
سه روز پیش دادگاه مهریه داشتیم. من چون ایران نیستم وکیلم کارامو انجام میده ولی شب دادگاه اینقد به من استرس وارد شده بود که من همه کیک تولدم رو خوردم !! بعد از دادگاه رُمیو تولدم رو بهم تبریک گفت و یه نامه عشقولانه ای نوشت و منم از ذوقم رفتم یه کیک بستنی خریدم و خوردم !! الان که رفتم روی وزنه فقط من بودم و یه دنیا شرمندگی و خجالت..
امیدوارم بتونم جبران کنم.
قد من: 170
وزن فعلی: 86
وزن ایده آل: 58
فک نکنم تو دنیا هیشکی به اندازه من رژیم گرفته باشه و ول کرده باشه. بدن من خیلی دیر جواب میده و خیلی دیر کم میکنم. و وقتی خودم رو وزن میکنم اگر وزن کم نکرده باشم دپ میشم برای همین تصمیم گرفتم که اگه بتونم طاقت بیارم ماهی یکبار بیشتر وزن کشی نداشته باشم. چون من اصولا جنبه ندارم
خوب خیلی دوستتون دارم. به مقادیر زیادی امیدواری و کف و دست و هورا نیازمندم!
راستی اگه دوست داشتید لینکتون کنم لطفا تو کامنتدونی بهم بگید. ممنونم.
